يا انيس من لا انيس له
دلم براي خودم تنگ شده.!
خود پاک و آسماني و مجنونم.!
آري مجنون.
مگر نه اينکه جنون منتها درجه عاشقي است. و مگر نه اين است هرآنکس که در ره عاشقي، مجنون شد، در عشق فنا خواهد شد. و هرآنکه در اين بزم فنا شد، ماندگارترين خواهد بود.
راستي جنون نه آن است که ديوانه شوي.
که مجنون شدن يعني از خود بيخود شدن. يعني از خود گذشتن و محو يار شدن. يعني هيچ شدن و همه او شدن.
پس همانا هرآنکه در عاشقي مجنون نشد، عشقش مدام نيست و به کمال رهي نيافته.
ياد باد روزگار جنون و بي خبري از غير يار.
پي نوشت:
يادش به خير دمي که حاج آقاي ابوترابي، آن پير ميکده سربازي راه خميني کبير(ره) اينچنين سخن سر داده بود که:
«اگر مسجد سنگر است، مسجد جامع خرمشهر، سنگر همه سنگرهاست.»
و يادش به خير لحظه اي که امام عاشقي فرمود:
«خرمشهر را خدا آزاد کرد.»
نوشته شده توسط : سيد عباس مجاهد
يا انيس من لا انيس له
ما را براي خلوت عشق آفريده اند..
اين روزها که مي گذرد، هرلحظه بيش از گذشته به ياد حرفهاي هميشه تازه شهيد بدر و مجنون آقا مهدي باکري مي افتم. همان که مي گفت بعد از جنگ مردم سه دسته مي شوند:
دسته اي از آرمانها و اعتقادات گذشته شان دست مي کشند و به هرآنچه که ديده هاشان ديده بود و گوشهاشان شنيده بود، پشت مي کنند.
عده اي هم مثل باقي مردمي که عاشقي را در دنيا يافته بودند، مشغول دنيا و درخشندگي سيم و زرش مي شوند و فراموش مي کنند که زماني در اين سرزمين عشق حکومت مي کرد.
واما عده اندکي هم هستند که پس از جنگ با تمام وجود هرآنچه که در سالهاي خون و حماسه به توشه گرفته بودند، را حفظ مي کنند و بر همان شيوه بي عشق خميني نتوان عاشق مهدي شد، باقي مي مانند. اما اين دسته سوم از همه بيشتر درد مي کشند. و هر روز که مي گذرد غصه دار اينند که چرا در فصل هجرت پرستوها، بالهاشان قوت نداشت..
اين روزها به اين حرف سيد پويان فکر مي کنم که مي گفت: « فلاني من و تو و ما از دسته چهارمي هستيم که آقا مهدي ازشون حرفي به ميون نياورد و چيزي نگفت تا مبادا تو سالهاي سازندگي به قيمت بي عدالتي و ايام توسعه سياسي و اصلاحات به قيمت ضد ارزش شدن ارزشها، لگد مال نشيم. دسته چهارمي که توصيفشون اينه که عده اي هم بعد از جنگ ميان و دست بر قضا سنشون هم به رشادت و حماسه نمي خوره. اما عاشق مردم جنگند. که جنگ نه. مردم دفاع. مردم مظلوم دفاع. عده اي که با آب اروند وضو مي گيرند و به خاک شلمچه و فکه و طلاييه سجده مي کنن. عده اي که ذکر هر شب و روزشون يا ليتنا کنا معکمه..»
و با خود مي گويم که :
وطن پرستو بهار است. واگر بهار مهاجر است،
از پرستو مخواه که بماند..
يا زهراي علي
نوشته شده توسط : سيد عباس مجاهد