+ جنون عاشقي

چهارشنبه 2 خرداد 1386 ساعت 8:31 عصر

 


يا انيس من لا انيس له


دلم براي خودم تنگ شده.!


خود پاک و آسماني و مجنونم.!


آري مجنون.


مگر نه اينکه جنون منتها درجه عاشقي است. و مگر نه اين است هرآنکس که در ره عاشقي، مجنون شد، در عشق فنا خواهد شد. و هرآنکه در اين بزم فنا شد، ماندگارترين خواهد بود.


راستي جنون نه آن است که ديوانه شوي.


که مجنون شدن يعني از خود بيخود شدن. يعني از خود گذشتن و محو يار شدن. يعني هيچ شدن و همه او شدن.


پس همانا هرآنکه در عاشقي مجنون نشد، عشقش مدام نيست و به کمال رهي نيافته.


ياد باد روزگار جنون و بي خبري از غير يار.


 


پي نوشت:


يادش به خير دمي که حاج آقاي ابوترابي، آن پير ميکده سربازي راه خميني کبير(ره) اينچنين سخن سر داده بود که:


«اگر مسجد سنگر است، مسجد جامع خرمشهر، سنگر همه سنگرهاست.»


و يادش به خير لحظه اي که امام عاشقي فرمود:


«خرمشهر را خدا آزاد کرد.»


نوشته شده توسط : سيد عباس مجاهد

نظرات ديگران [ نظر]


+ وطن پرستو بهار است..

شنبه 21 بهمن 1385 ساعت 10:45 صبح

يا انيس من لا انيس له


ما را براي خلوت عشق آفريده اند..


اين روزها که مي گذرد، هرلحظه بيش از گذشته به ياد حرفهاي هميشه تازه شهيد بدر و مجنون آقا مهدي باکري مي افتم. همان که مي گفت بعد از جنگ مردم سه دسته مي شوند:


دسته اي از آرمانها و اعتقادات گذشته شان دست مي کشند و به هرآنچه که ديده هاشان ديده بود و گوشهاشان شنيده بود، پشت مي کنند.


عده اي هم مثل باقي مردمي که عاشقي را در دنيا يافته بودند، مشغول دنيا و درخشندگي سيم و زرش مي شوند و فراموش مي کنند که زماني در اين سرزمين عشق حکومت مي کرد.


واما عده اندکي هم هستند که پس از جنگ با تمام وجود هرآنچه که در سالهاي خون و حماسه به توشه گرفته بودند، را حفظ مي کنند و بر همان شيوه بي عشق خميني نتوان عاشق مهدي شد، باقي مي مانند. اما اين دسته سوم از همه بيشتر درد مي کشند. و هر روز که مي گذرد غصه دار اينند که چرا در فصل هجرت پرستوها، بالهاشان قوت نداشت..


 


اين روزها به اين حرف سيد پويان فکر مي کنم که مي گفت: « فلاني من و تو و ما از دسته چهارمي هستيم که آقا مهدي ازشون حرفي به ميون نياورد و چيزي نگفت تا مبادا تو سالهاي سازندگي به قيمت بي عدالتي و ايام توسعه سياسي و اصلاحات به قيمت ضد ارزش شدن ارزشها، لگد مال نشيم. دسته چهارمي که توصيفشون اينه که عده اي هم بعد از جنگ ميان و دست بر قضا سنشون هم به رشادت و حماسه نمي خوره. اما عاشق مردم جنگند. که جنگ نه. مردم دفاع. مردم مظلوم دفاع. عده اي که با آب اروند وضو مي گيرند و به خاک شلمچه و فکه و طلاييه سجده مي کنن. عده اي که ذکر هر شب و روزشون يا ليتنا کنا معکمه..»


 


و با خود مي گويم که :


وطن پرستو بهار است. واگر بهار مهاجر است،


از پرستو مخواه که بماند..


يا زهراي علي


نوشته شده توسط : سيد عباس مجاهد

نظرات ديگران [ نظر]